فیلم بیشتر »»
کد خبر ۷۹۱۹۲۶
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۶ - ۱۲-۰۴-۱۴۰۰
کد ۷۹۱۹۲۶
انتشار: ۱۲:۵۶ - ۱۲-۰۴-۱۴۰۰

داستان کوتاه درخواست آخر

پس از درگذشت پدر، پسر مادرش را به خانه سالمندان برد و هر لحظه از او عیادت می کرد.

یکبار از خانه سالمندان تماسی دریافت کرد که مادرش درحال جان دادن است!

پس باشتاب رفت، تا قبل از اینکه مادرش از دنیا برود، او را ببیند.

از مادرش پرسید: مادر چه می خواهی تا برایت انجام دهم؟

مادر گفت: از تو درخواست آخری دارم. می خواهم که برای خانه سالمندان پنکه بگذاری چون آنها پنکه ندارند و در یخچال غذاهای خوب بگذاری، چه شبها که بدون غذا خوابیدم!

فرزند با تعجب گفت: داری جان می دهی و از من اینها را درخواست می کنی؟

و قبلا به من گلایه نکردی!

مادر پاسخ داد: بله فرزندم. من با این گرما و گرسنگی خو گرفتم و عادت کردم. ولی می ترسم که وقتی فرزندانت تو را در پیری به اینجا می آورند، به گرما و گرسنگی عادت نکنی!

ارسال به دوستان
آمریکا تا کنون به چند کشور غرامت جنگی داده است؟ هنر ژاپنی‌ها در دور زدن محاصره دریایی؛ از عصر مصدق تا ایران امروز راه‌حل فوری برای سفید شدن پرده چرک مرده پژوهش هاروارد: با انجام این کار، حتی برای مدتی کوتاه شادتر می‌شوید چرا خلبانان از کلمه راجر استفاده می‌کنند؟ با ریشه این اصطلاح آشنا شوید نفت بهانه شکل گیری این شهر شد /در دوران باستان چه استفاده ای از نفت می شد؟ چرا به کوکو «کوکو» می‌گویند؟ داستان نام یکی از ساده‌ترین و محبوب‌ترین غذاهای ایرانی جزئیاتی از پرده کعبه (+ عکس) ۷۰ سال پیش؛ پاتوق شیک‌پوشان تهران در خیابان لاله‌زار لو رفت! (عکس) جنجال کوکاکولا در فرانسه ۷۶ سال پیش/ وقتی کار به سنگربندی خیابانی کشید!(+عکس) فوتبال را چه کسی اختراع کرد؟ از چین باستان تا FIFA ۵۰ سال پیش؛ به هر تهرانی ۱۰ متر زمین می‌رسد! +جزئیات سازه اسرارآمیزی که پس از ۲۷۰۰ سال از دل خاک بیابان بیرون آمد (+عکس) پل بروکلین؛ شاهکاری که جانِ سازنده‌اش را گرفت و جانشین او را فلج کرد معرفی ۵ کشور در جهان که فرودگاه ندارند(+عکس)